خلاقیت چیست؟
ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳٠ : توسط : فرزانه فیلی

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

خلاقیت چیست؟

واقعیت این است که تا کنون، روان‏شناسان و محققان، برداشت‏هاى متفاوتى از این واژه داشته و تعاریف متنوعى از آن ارائه کرده‏اند. وجود چنین اختلاف نظرى، ناشى از ماهیت پیچیده آن است. برخى در تعریف خلاقیت، گفته‏اند: «خلاقیت، ترکیبى است از قدرت ابتکار، انعطاف‏پذیرى و حساسیت در برابر نظریاتى که یادگیرنده را قادر مى‏سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول، به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن، رضایت شخصى و احتمالاً خوشنودى دیگران خواهد بود».
بنابراین، خلاقیت، یک فرایند ذهنى است که از فرد معینى و در یک زمان مشخص دیده مى‏شود؛ فرآیندى که در نتیجه آن، یک اثر جدید - اعم از ایده یا چیزى نو و متفاوت - تولید مى‏شود. تولید جدید و متفاوت، مى‏تواند کلامى یا غیر کلامى و عینى یا ذهنى باشد.

در مطالعه پیرامون خلاقیت، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:

1. اول آن که خلاقیت مى‏تواند خلق اشکال یا صورت‏هاى جدیدى از ایده‏ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده‏هاى گذشته، اساس خلاقیت‏هاى تازه است.
2. دوم این که خلاقیت امرى انحصارى است و حاصل تلاش فردى و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومى نیست؛ از این رو، فردى ممکن است چیزى را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنى از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت‏هاى مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگرى و در موقعیت خاصى خلق شده باشد.
خلاقیت، مستلزم بهره‏گیرى از نوع خاصى از جریان فکرى است؛ چیزى که یکى از روان‏شناسان، به نام گیلفورد، آن را «تفکر واگرا» نامید؛ تفکرى که به گونه‏اى متفاوت از جریان عام فکرى جامعه، در حل مسائل، نمود پیدا مى‏کند.
به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر براى آن وجود ندارد.
با توجه به روشن شدن تعریف خلاقیت، به پاسخ این پرسش مى‏پردازیم که چگونه مى‏توان خلاقیت را توسعه و گسترش داد؛ ولى قبل از آن باید گفت که خلاقیت، امرى توسعه‏پذیر است و همه افراد، از توانایى بالقوه خلاقیت برخوردارند.

براى توسعه خلاقیت، به امور زیر توجه کنید:

1. از آن جا که خلاقیت، امرى فردى و شخصى است و هر کسى متناسب با توانایى‏هاى فردى و منحصر به فرد، مى‏تواند به توسعه و گسترش آن اقدام نماید، جهت تقویت این امر، باید به سراغ توانایى‏هاى فردى و منحصر به فرد رفت و به ارزیابى آن پرداخت.
2. میزان حساسیت در درک مسائل، نقش مهمى در خلاقیت دارد؛ بنابراین، با افزایش و گسترش دقت و حساسیت در درک مسائل، مى‏توان به توسعه خلاقیت فردى کمک کرد.
3. بدون شک، آزمایش، تجربه و کنکاش، رابطه مستقیمى با خلاقیت دارند؛ پس براى رشد آن، باید از طریق افزایش تجربه، پژوهش و انجام آزمایش‏هاى متنوع و متکثر، اقدام کرد.
4. اندیشه تخیلى، یکى از راه‏هاى مؤثر در برانگیختن قدرت خلاقیت محسوب مى‏شود؛ زیرا تخیل، نوعى تفکر آزاد است که ضمن آن، ذهن فرد، متوجه حل یک مسئله واقعى، به گونه‏اى که در عالم خارج وجود دارد، نمى‏شود؛ بلکه در تخیل، فرد خارج از قیود و هنجارهاى موجود، آزادانه آن چه را که تمایل دارد، در ذهن خود تصور مى‏کند. در چنین شرایطى، فرد، هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیت‏ها و امور مشهود و ملموس نمى‏کند و فارغ البال، هر آن چه را که دلش مى‏خواهد، تصور مى‏کند. یکى از روان‏شناسان معاصر، به نام هرلاک، خلاقیت را شکلى از تخیل کنترل شده مى‏داند که منجر به نوعى ابداع و نوآورى مى‏شود.
از طرف دیگر، یکى از ویژگى‏هاى مشترک میان افراد خلاق که مورد قبول همه روان‏شناسان و محققان این رشته است، وجود قدرت تخیل فوق العاده، در نزد همه کودکان و بزرگ‏سالان خلاق است.1
5. خلاقیت، با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است؛2 از این رو، براى رشد و گسترش خلاقیت، برخوردارى از اعتماد به نفس، کاملاً ضرورى و لازم است. بنابراین، از طریق رشد و تقویت اعتماد به نفس و بهره گرفتن از روش‏هاى متداول و مورد توصیه روان‏شناسان، مى‏توان به توسعه و رشد خلاقیت فردى پرداخت.
6. خلاقیت از طریق بیان احساسات و برداشت‏هاى شخصى، غنى‏تر و عمیق‏تر مى‏گردد؛ پس مى‏توان با صحبت کردن درباره تجربه‏ها و تجزیه و تحلیل‏هاى شخصى و در میان گذاشتن نقطه نظرات خود با دیگران، به خصوص صاحب‏نظران و افراد با تجربه، زمینه گسترش و توسعه خلاقیت را فراهم کرد. در بسیارى موارد، بیان، توصیف و گزارش تجربه شخصى، به درک رابطه پدیده‏ها منجر مى‏شود و رابطه منطقى آنها کشف مى‏شود و همین امر، به یک نوآورى ختم مى‏شود.
7. خلاقیت، توسعه آگاهى، توانایى جذب و بهره‏مندى از همه نعمت‏هاى زندگى است.3 بر اساس آن چه گفته شد، خلاقیت توسعه‏پذیر است و مى‏توان به کمک بیرون، توانایى درونى فرد را شکوفا کرد. هر فردى با بهره گرفتن از تمام شناخت‏هاى قبلى و تمرکز ذهنى داشتن بر آن و تجهیز کردن خود به موتور حرکت و افزایش بعد انگیزشى، خواهد توانست به کشف ویژگى‏هاى منحصر به فرد خود اقدام کرده، با در اختیار گرفتن تمام داده‏ها و نعمت‏هاى وجودى، به گسترش این ویژگى بپردازد.
بدیهى است که اگر این ویژگى را غیر متأثر از عوامل بیرونى و ارادى بدانیم، هرگز به فکر تعمیق و غنا بخشیدن به آن نخواهیم بود و از آن جا که روان‏شناسان و متخصصان، این ویژگى را حداقل تا سى سالگى، قابل توسعه و گسترش مى‏دانند، این راهکار، یعنى توسعه آگاهى، توانایى جذب و بهره‏گیرى از تمام امکانات زندگى، نیز مؤثر و کارآمد خواهد بود.
مطالعات انجام شده توسط سیسک (1989م.) یکى از روان‏شناسان حاکى از آن است که اوج خلاقیت در حدود سى سالگى است و پس از آن، در همان حد باقى مانده یا به تدریج کاهش پیدا مى‏کند و به همین خاطر است که توجه به مسئله «آفرینش‏هاى ذهنى در دوره کودکى، نوجوانى و جوانى» فوق العاده حائز اهمیت است.
8. اوقات فراغت، همواره بستر مناسبى براى خلاقیت‏هاست. از آن جا که ذهن انسان در اوقات فراغت، به فعالیت موظفى مشغول نیست، انسان مى‏تواند فارغ از قالب‏هاى از پیش طراحى شده، پیرامون مسائل مورد علاقه، فعالیت داشته باشد. انسان در اوقات فراغت، مى‏تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه نموده، در حل مسائلى که در حوزه شناختى او مطرح هستند، از تفکر واگرا بهره گیرد؛ همان تفکر واگرا یا خلاقى که خمیرمایه نوآورى‏ها و اختراعات بشرى است.
تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگى‏هاى افراد خلاق توسط سیسک (1985م.)، نشان مى‏دهد که آنان علاوه بر این که از هوشى سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف‏پذیرى برخوردار هستند، از اوقات فراغت خود حداکثر بهره را گرفته، با آزاداندیشى و تفکر واگرا، مسائل مختلف را بررسى مى‏کنند و به راه‏حل‏هاى نو دست مى‏یابند.
در واقع، وجود فشار زمان یا فشار وقت در زندگى روزمره، خود زمینه‏ساز تنش و اضطراب فزاینده است. بدیهى است که وجود اضطراب شدید نیز از آفات تفکر مولد و خلاق است.
براى اطلاعات بیشتر از ویژگى‏هاى انسان‏هاى خلاق، به کتاب «آموزش و پرورش کودکان استثنایى»، نوشته دکتر غلامعلى افروز، از انتشارات دانشگاه تهران، مراجعه کنید.

پى‏نوشت:

1. على شریعتمدارى، روان‏شناسى تربیتى، انتشارات امیرکبیر، ص 409.
2. غلامعلى افروز، مباحثى در روان‏شناسى و تربیتى، انجمن اولیاء و مربیان، ص 100.
3. همان.

 

 


<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

خلاقیت چیست و چگونه می توان دانش آموزان را خلاق بار آورد؟ پیشنهاداتی برای معلمان جهت خلاقیت  دانش آموز

      سرآغاز :

      « خلّاقیت » جنبه های متعدد ی دارد که هر کدام از آنها باید در جای خود بررسی شوند. یک جنبه ی بسیار مهم خلاقیت ، وجود شرایط لازم برای بروز این استعداد همگانی است. بنابراین آموزش و پرورش برای رشد خلاقیت و نواندیشی در دانش آموزان ، باید به درک درست و روشنی از شرایط موجود برسد و در گام بعدی برمبنای فلسفه ی تعلیم و تربیت  و هدفهای اصولی و معیارهای علمی معتبر بکوشد،  تصویر روشنی از شرایط مطلوب خلاقیت رسم کند. در این صورت می تواند با کمترین  وقت، انرژی و سرمایه، مسیر پرورش و شکوفایی خلاقیت ها و نواندیشی های دانش  آموزان را هموار سازد.

      امروزه ثابت شده است که خلاقیت یک ویژگی صرفاً ذاتی نیست، بلکه همه ی انسانها  از این توانایی برخوردار هستند و همه درجات گوناگونی از این استعداد را  دارند. علاوه بر این عواملی همچون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، انعطاف پذیری ،  سطح دانش و آگاهی ، خطرپذیری ، نترسیدن از اشتباه و شکست نیز در میزان خلاقیت  و نوآوری دانش آموزان تأثیر فراوان دارند. معلم می تواند همه ی این عوامل را  به صورت یک مجموعه در دانش آموزان شناسایی کند و بکوشد آنها را پرورش دهد. در این مقاله سعی شده است عوامل مؤثر در خلاقیت شناسایی و راهکارهایی برای پرورش  این توانایی در دانش آموزان ارائه شود.www.zibaweb.com

      تعریف خلاقیت:

      ·   خلاقیت ؛ نمایش بالاترین درجه ی سلامت عاطفی ( وجود افراد سالم در جریان   خود بهسازی)

      ·       خلاقیت ؛ دوباره نگاه کردن است.

      ·       خلاقیت ؛ خارج شدن از پشت درهای بسته است.

      ·       خلاقیت ؛ عبارت از عمیق تر کندن است.

      ·   خلاقیت ؛ فرایند مقابله ای واقع بینانه با یک مسئله و درگیری و جذب شدید

      آگاهی با هوشیاری و مرتبط ساختن مطالب با یکدیگر به نحوی تکامل یافته است.

      اهمیت و ضرورت خلاقیت در آینده:

      وقتی در جهان با مسائل نامتجانس و ناهمگون ، منابع محدود و پایان یافتنی،   سرعت تغییرات و مسائل دیگری از این قبیل مواجه می شویم، نیاز به خلاقیت و شعله های بینش درونی آشکارتر می شود. با این که هیچ یک از ما دقیقاً نمی  دانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست، برخی حقایق و نیازهای آینده به نحو فزاینده ای برای ما روشن تر می شوند.

      آموزش مهارت های سازگار ی و وفق دادن باید بخش عادی مواد درسی را در کلاس های  درس تشکیل دهند. نبوغ ، ساختن آینده در مغز خلاقی است که می تواند خود را با  الگوهایی که در آینده در بر دارد وفق دهد. این مسئله نیاز به خلاقیت یا  انفجارهای بینش درونی را آشکار می سازد. مهارت های تفکر خلاق باید مهم ترین  مهارت های سازگاری و قابلیت انطباق به حساب آیند.

      برای خلاق ساختن دانش آموزان می توان اقدامات زیر را به کار بست:

      1.   آشنا ساختن مدیران و معلمان با مفاهیم خلاقیت و راهکارهای پرورش و تقویت  آن در فراگیران.

      برای آشنا ساختن مسئولان مدارس و معلمان با خلاقیت و شیوه های پرورش آن ، می توان از آموزش در دوره های ضمن خدمت استفاده کرد. معلمان ، مربیان و مدیران  پس از آشنایی با راهکارهای پرورش خلاقیت در فراگیران در این دوره ها می  توانند این راهکارها را در کار خود به کار گرفته و ضمن دوری از هر گونه سخت  گیری های بی مورد و بی جا دانش آموزان را به مشارکت فعال در تدریس و انجام کار گروهی تشویق کنند. همچنین می توانند به دانش آموزان آزادی های معقول  بدهند تا با خیال راحت و اطمینان خاطر نظرات و عقاید خود را بیان کنند. این گونه تدبیرها زمینه ی پرورش خلاقیت در فراگیران را فراهم خواهد آورد.

      2.   تغییرات اساسی در کتاب های درسی

      هرچند با استفاده از مطالب و مفاهیم موجود در کتا بهای درسی و شیوه های تدریس  موجود نیز می توان به پرورش خلاقیت کمک کرد اما برای استفاده بیشتر و بهتر از  این امکانات و ضرورت خلاقیت لازم است در تألیف کتاب های درسی فقط ارائه ی  مطالب در سطح دانش نباشد بلکه متن درس و سوالات آخر درس به گونه ای باشد که  دانش آموز را به تفکر وادارد و در نتیجه زمینه ی مشارکت دانش آموز را برای  شرکت در بحث گروهی فراهم نماید .

      3. تغییرات در شیوه ارزشیابی و امتحانات

      برای پی بردن به میزان موفقیت دانش آموز در دروس و نتیجه گیر ی از کار خود از  سیستم ارزشیابی بهره می بریم. ارزشیابی نیز باید بتواند خلاقیت دانش آموز را بسنجد . یعنی به جای سوالات تستی و کوتاه پاسخ یا سوالات همگرا از سوالات  واگرا یا سوالاتی که دانش آموز را به تفکر و ارائه ی عقیده و نظر وا دارد.به  همین منظور می توان به پرسش های مستمر و فعالیت های خارج از کلاس و مرتبط با  موضوع بها داده و زمینه رشد خلاقیت و شکل گیری آن را از اولین سالهای ورود به   مدرسه فراهم نمود.

      4.  علاقه مند کردن دانش آموز به مطالعه

      تصور کنید دانش آموزی که از ابتدای کودکی با کتاب آشنا می شود و با نویسنده  های گوناگون ، داستانهای مختلف و سرزمین ها و فرهنگ های متفاوت ، علوم و  هنرهای جدید یا حوادث مهم تاریخی آشنا شود ؛ به طور حتم متفکر بار خواهد آمد    و در نتیجه ارتباط با شخصیت های گوناگونی که در داستانها مطالعه نموده  مقدمه   ی تفکر و خلاقیت را در او ایجاد می کنند و با بهره گیری از تخیل که ضرورت   اساسی خلاقیت است، دنیایی بزرگ و پهناور مقابل چشمان کودک گشوده می شود و می   تواند آزادانه خیال پردازی کند. بنابراین ضروری است هر چه بیشتر کتابخانه ها  ی مدارس و به خصوص کتابخانه های کلاسی  را فعال کنیم. در ضمن با برگزاری   مسابقات کتابخوانی به شیوه ی فردی یا گروهی علاقه به مطالعه را تقویت کنیم.

      5.  استفاده صحیح و مطلوب از ساعات درس انشا

      درس انشا پایه و اساس تفکر و خلاقیت در دانش آموز است که متأسفانه در برخی    مدارس بی اهمیت تلقی می شود. استفاده ی معلمان از موضوعات تکراری و کلیشه ای  روش درستی نیست. برای استفاده مطلوب تر از ساعات درس انشا لازم است کتابخانه  را به کلاس ببریم و یا بهتر از آن دانش آموزان را به کتابخانه ببریم. با  مطالعه کتاب  و مجلات گوناگون غیر درسی و نوشتن خلاصه یا ارائه نتیجه ای از  مطالب خوانده شده و بیان آن برای سایر دوستان علاوه بر افزایش عمق یادگیری ،  مهارت در نوشتن و خلاقیت را در دانش آموز پرورش می دهیم.

      6.  تغییر نام درس هنر به پرورش خلاقیت ، نوآوری و ابتکار

      متأسفانه هنوز هم در برخی مدارس شاهد آن هستیم که از درس هنر به نحو شایسته   استفاده نمی شود. استفاده از نیروهای غیر تخصصی درتدریس این رشته  یا استفاده  از ساعت درس هنر برای جبران عقب ماندگی  در سایر دروس کار بسیار خطا و   نابجایی است. البته تغییر عنوان درس به تنهایی حلال مشکل نیست بلکه با توجه  به تنوع در دنیای کنونی و مهارت ها و هنرهای مختلفی که در جامعه رایج است ،    استفاده از هنرهای سنتی مانند خط و نقاشی در کنار هنرهای گلسازی ، سفالگری ،  طراحی روی سفال ، ساخت پازل یا تابلوهای چوبی و...  از فعالیت هایی است که می  توان ابتکار و خلاقیت را در دانش آموزان پرورش داد. در ضمن چنانچه زمینه را   برای نمایش گذاردن  آثار و هنرهای دانش آموزان برای سایر دانش آموزان و  اولیای آنان فراهم کنیم در پرورش ابتکار و خلاقیت دانش آموز گام درستی  برداشته ایم.  برای مثال ما در آموزشگاه خود ضمن نظر سنجی از دانش آموزان  برای پر نمودن ساعات فوق برنامه، کلاس های آموزش طراحی روی سفال ، سرود و  تئاتر، طراحی پازل را آموزش می دهیم که خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی از   دانش آموزان مواجه شدیم.www.zibaweb.com

      نتیجه :

      خلاقیت توانایی و استعدادی است که در نوع بشر عمومیت دارد و در پرورش این   استعداد عواملی چون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، سطح دانش و آگاهی ، میزان  تجربه، خطر پذیری  و نترسیدن از اشتباه و شکست تأثیر دارند. تعدادی از    راهبردهای رشد خلاقیت در دانش آموزان به شرح زیر می باشد.

      ·       هدایت معلمان به ااستفاده از شیوه های نوین در تدریس

      ·       مشارکت دانش آموزان در حین تدریس ( ارتباط دو طرفه )

      ·       استفاده از قدرت تخیل و تصویرسازی در فراگیران.

      ·       ایجاد امنیت عاطفی ، اجتماعی و فرهنگی برای دانش آموزان.

      امید است با بهره گیری از این اقدامات در مدارس شاهد شکوفایی استعدادهای فرزندان ایران عزیز در عرصه های گوناگون علمی و عملی باشیم.

 


روش تلفیقی یکی از راهکارهای تقویت خلاقیت در کلاس  توسط معلمان و مدارس
مفهوم تلفیق
تلفیق به طور کلی به معنای درهم آمیختن و ارتباط دادن حوزه های محتوایی است که غالبا مجزا از یک دیگر در برنامه درسی مدارس گنجانده می شود. طراحی برنامه درسی تلفیقی با روش هایی گوناگون صورت گرفته که هر یک ویژگی ها، قابلیت ها و امتیازات خاصی دارند.
(هنری، 1985): تلفیق به شیوه ای می گویند که در آن بخش های وابسته به هم در یک کل بزرگ تر مرتبط می شوند یا یک رابطه متوازن با یک دیگر برقرار می کنند.
(مهر محمدی، 1379): تلفیق به معنی درهم آمیختن موضوعات درسی یا حوزه های محتوایی که در نظام های آموزشی سنتی، به طور جداگانه و مجزا از هم، در برنامه درسی مدارس گنجانده شده اند.
ضرورت و اهمیت تلفیق
دلایل منطقی صاحبنظران در توجه به تلفیق و ضرورت اجتناب ناپذیری آن:
1) تطابق با کیفیت دیگری به صورت طبیعی: چگونگی یادگیری در محیط های آموزشی با نحوه یادگیری طبیعی هماهنگی ندارند. افراد در مدرسه یا مباحث مختلف در قالب زنگ های محدود سروکار دارند، در حالی که در ورای مدرسه، با مسائل جاری زندگی در تمامیت آن و خارج از مرزبندی های تصنعی حوزه دانش روبرو هستند. حامیان تلفیق، ارتباط میان حوزه های معرفتی را که مورد غفلت واقع شده در حل مسائل و معضلات زندگی مهم می دانند (جی کوبز، 1989)
2) ارتباط برنامه درسی: جی کوبز(1989) می گوید: هیچ روشی نمی تواند به اندازه ای که روش فعلی در طراحی برنامه درسی موجب گریز دانش آموزان از مدرسه می شود موفق باشد. اعتقاد بر این است که خارج ساختن محتوا از حالت خشک، بی روح، مجرد، انتزاعی و در نتیجه بدون معنا برای دانش آموزان از برترین ویژگی تلفیق است.
3) جدول زمانی تکه تکه شده: اختصاص یک زنگ (50-40 دقیقه) به هر ماده درسی از سویی و کثرت مواد درسی دیگر، سبب شده است تا برنامه درسی تکه تکه شده و دانش آموزان با تمام وجود، قسمت قسمت شدن افراطی زمان آموزش را تجربه کنند (جی کوبز، 1989)
4) رشد دانش: توسعه توقف ناپذیر علوم در حالی که ظرف زمانی آموزش سال هاست تقریبا دست نخورده باقی مانده مدارس را دچار بحران نموده و تلفیق تنها چاره ایجاد تناسب میان ظرف و مظروف است (جی کوبز 1989). همچنین دریک (1993) می گوید: بدیهی است که نمی توانیم با سرعت افزوده شدن به دانش، برنامه های درسی را حجیم تر کنیم، بلکه باید افزودن از طریق کاستن را پیشه خود سازیم. تلفیق منجر به پرورش تفکر یاد گیرندگان می شود.
انواع و اشکال تلفیق برنامه های درسی
(کیس
case، 1992) به چهار نوع تلفیق درسی به شرح زیر اشاره می کند:
1) تلفیق محتوا
این نوع سازماندهی تلفیق، محتوای مربوط به موضوعات درسی مختلف را با کمک مضموم یا موضوعی وحدت بخش معرفی می کند.
2) تلفیق مهارت ها و فرآیندها
این روش سازماندهی، برنامه درسی با محوریت مهارت ها و قابلیت های فرآیندی را بیان می کند.
3) تلفیق مدرسه و فرد
این تلفیق می کوشد زندگی خارج از مدرسه (زندگی واقعی) دانش آموزان را به دنیای درون مدرسه پیوند بزند. پرسش ها و مسایل عمدتا موضوعات محسوس، ملموس و مورد علاقه دانش آموزان هستند و این امر باعث خلاقیت در دانش آموز می شود.
4) تلفیق گرائی
این نوع طراحی برای ایجاد پیوند بین تمام اجزا مؤلفه های تجاربی (تجارب پیش بینی شده، قصد شده یا قصد نشده مرتبط با حوزه برنامه درسی پنهان) که دانش آموزان در نظام آموزشی کسب می کند، نظارت می نماید. مجموعه این تجارب باید با یکدیگر مکمل، مؤید و هم خوان باشد.
رویکرد برنامه درسی تلفیقی
گلاثورن (1994)، رویکردهای تلفیق برنامه درسی را در دو دسته کلی تقسیم می کند:
الف) تلفیق برنامه درسی، در حالی که مواد درسی مجزا حفظ می شود که خود به چهار دسته تقسیم می شود:
1) ارتباط دو ماده درسی، به طوری که محتوای مشابه، در یک زمان تدریس شود مثلا در کلاس ریاضی به دانش آموزان عملیاتی که برای کلاس علوم مورد نیاز است تدریس می شود.
2) تلفیق مهارت هایی که رشته -ها را درمی نوردد، مانند خواندن، نوشتن، تفکر، یادگیری. برخی صاحب نظران آن را برنامه «درسی جوش خورده» می خوانند.
3) تلفیق درون رشته ها، مانند کل زبان یا علوم یک پارچه (واحد). برای مثال: معلم به جای این که نوشتن را جدای از خواندن تدریس کند، این دو جنبه مهارت های زبانی را تلفیق می کند.
4) تلفیق غیررسمی: در تدریس یک درس از محتوای درس دیگر استفاده می شود. مثلا در حالی که معلم ابتدایی، مطالعات اجتماعی تدریس می کند، دانش آموزان داستان هایی درباره آن دوره مورد مطالعه را می خوانند.
ب) تلفیق دو ماده درسی یا بیشتر: شیوه های متعددی برای ترکیب بیش از یک ماده درسی وجود دارد:
1) روش متمرکز بر ماده درسی: از یک درس (مانند تاریخ) به عنوان ساختار سازمان دهی استفاده شده، محتوا و مهارت ها از سایر مواد درسی تلفیق می شود. مثلاً واحد درسی «مطالعات آمریکایی» حول محور تاریخ آمریکا سازمان دهی گردیده اما محتوا از هنرها و مهارت های زبان انگلیسی برگرفته و تلفیق می شود.
2) روش متمرکز بر یک موضوع: از مشخص کردن یک محتوا و موضوعات از چند درس گرفته می شود.
3) روش متمرکز بر پروژه: دانش آموزان یک پروژه تحقیق (یا واحد کار) اصلی دارند که چندین رشته را دربرمی گیرد.
4) سایر مراکز سازمان دهی: استفاده از مراکز سازمان دهی مانند: آثار بزرگ، دوره های تاریخی و فرهنگ ها.

چند توصیه :

- به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.
- در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.
- در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری- شنیداری استفاده کنید.
- برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.
- در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.
- به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.
- با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سؤالاتشان ترغیب نمایید.
- آن ها را عادت دهید که برای حل مسائل، همواره راه های متعددی را جست وجو کنند.
- تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.
- تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدودکننده در کلاس خودداری کنید.
- دانش آموزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید.
- آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.
- اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.
- آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.
- دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها راه حل های جدید بخواهید.
 

خلاصه و نتیجه گیری
همانطور که می دانیم سوال در واقع انعکاسی از مغز تشنه ای است که می خواهد با دریافت جواب از فردی که بهتر از او می داند، خود را سیراب کند. اگرچه احتیاج باید فوراً برآورده شود ولی کمی مکث بین سوال و جواب، غالباً می تواند افکار و ایده های مفیدی برای مباحثه به بار آورد.
مربی باید، هنگام جواب دادن به هر سوال کودک، او را به سوی معماهای تازه تر بکشاند تا ذهنش خودآگاه یا ناخودآگاه، مشغول کنکاش و جستجو باشد، روی این اصل، از بکار بردن کلماتی از قبیل بلی، خیر، البته، هرگز، مطمئنا و امثال آن باید اجتناب شود. این نوع جوابها چشمه جوشان کنجکاوی کودک را ارضا نمی کند.
به علاوه به او می آموزد که برای هر مساله مشکلی در زندگی، فقط به دنبال یک راه حل بگردد و از امکانات مختلف و متعددی که ممکن است برای حل آن مشکل وجود داشته باشد، غافل بماند. سوال انعکاس کنجکاوی های ذهنی کودک است و پاسخ باید بین معلومات تازه و معلومات قبلی کودک ارتباط برقرار کند پاسخهای ذکر شده کوته پاسخ، هیچ گونه ارتباط محکمی بین سوال کودک و معلومات قبلی او برقرار نمی کند. در واقع سوال فرد بی جواب می ماند.
در کلاس باید فضایی آزاد فراهم کنیم که مشوق کاوشهای کنجکاوانه یادگیرندگان باشد. بایلر می گوید: اگر می خواهید دانش آموزان تان مبتکر و مستقل اندیش بار آیند، باید محدودیت ها و قید و بندهای آموزشی در کلاس درس را به حداقل کاهش دهید.
اگر دانش آموزان نگران شکست در فعالیتهای یادگیری خود باشند یا اینکه پاسخهای نادرست آنان در کلاس با تمسخر معلم و دیگر دانش آموزان مواجه شود، دانش آموزان در حل مسائل شان در کلاس به نحو خلاق موفق نخواهند بود.
باید به کودکان نشان دهیم که عقاید آنان باارزش است. لازم است که والدین و مربیان نه تنها درباره امور و مسایلی که به کودک مربوط می شود، بلکه درباره مسایل و امور خانه و مدارس که دخالت کودک در آنها شایسته است از او نظر بخواهند و عقاید او را هم مثل عقاید بزرگترها در حضور خود کودک به بحث و گفتگو بگذارند.
کودکانی که به نوعی خلاقیت آنها برانگیخته شده است، روابط و مفاهیمی را می بینند و درک می کنند که والدین و مربیان آنها ممکن است درک نکنند و گاهی چنان عقایدی را مطرح می کنند که بزرگترها قادر به ارزشیابی و جایگزینی آن نیستند. ترغیب کودکان به ابراز عقاید نو و غیرعادی همراه با قدردانی از آنها، اصولی هستند که در تربیت خلاقیت باید موردنظر باشند. این نکته را باید درنظر داشت که اگر آمادگی قبلی برای احترام به عقاید و افکار غیرعادی را نداریم، نباید بروز و ظهور آن افکار را تشویق کنیم، زیرا بی اعتنایی نسبت به این گونه عقاید، ضرر و زیانش بیشتر از آن است که ابراز نشود.
معلم به این منظور می تواند در جلسات درسی خود فرصتی را برای اظهارنظر آزاد مربیان عقاید و اندیشه های متنوع در اختیار دانش آموزان قرار دهد و اندیشه ها و عقاید و آزاداندیشی آنها را مورد ستایش قرار دهد. همه روان شناسان وجود فضای آزاد آموزشی را که در آن ابراز عقاید مختلف دانش آموزان وجود فضای آزاد آموزشی را که در آن ابراز عقاید مختلف دانش آموزان با تأیید و خوشرویی معلمان و دیگران موجه می شود، یکی از عوامل مهم رشد استقلال فکری می دانند.
یکی دیگر از روشهای پرورش خلاقیت، این است که از کودکان بخواهیم جملات ناتمام، داستانهای ناکامل و نقاشیها و تصاویر نیمه تمام و مبهم و حتی اشیاء نیمه کاره را کامل کنند. کودک در چنین مواردی، سعی می کند منتهای ابتکارات خود را برای تکمیل مطالب یا شیء ناتمام به کار برد. برای مربی محتوای قسمت تکمیل شده نباید چندان مهم باشد، بلکه:
- روش و چگونگی تکمیل در درجه اول اهمیت قرار دارد.
- تکمیل کردن، قوای خلاقه کودک را به کار می گیرد.
- کودک اندوخته معلومات خود را به بار می آورد.
- کودک اندوخته معلومات خود را تجربه می کند.
- کودک اندوخته معلومات خود را چنان ترکیب می کند که مکمل شیء موجود باشد.
کودکان و نوجوانان رفتار و اعمال شخصیت های محبوب و سرشناس را تقلید می کنند، بنابراین معلم می تواند از این توانایی یادگیرندگان در تشویق و تحریک اندیشه های آنان حداکثر استفاده را ببرد. به قول برونر: احتمال کمی وجود دارد که دانش آموزان بر روشهای تفکر شهودی خود اعتماد کنند، مگر اینکه او افراد بزرگتر از خود را که در آن نوع تفکر، به موفقیت دست یافته باشند را دیده باشد.
علاوه بر شرایط معمول و موقعیت های متداول آموزش رسمی، برای دانش آموزان فرصت های تازه و متنوعی نیز فراهم آورد. به عنوان مثال: در درس علوم، از دانش آموزان بپرسید اگر نیروی جاذبه وجود نمی داشت چه اتفاقاتی برای انسان می افتاد؟ بیشتر سؤالها را با (چگونه و به چه طریق) شروع کنید تا دانش آموزان به طرح فرضیه بپردازند، به استنباط دست بزنند و اطلاعات خود را برای تبیین پدیده های تازه به کار برند.
- سؤالهایی مطرح کنید که تعداد زیادی جواب داشته باشند سؤالهایی که تنها یک جواب داشته باشند، به (تفکر همگرا) می انجامند، اما سؤالهایی که دارای جوابهای زیادی باشند، مشوق (تفکر واگرا) هستند.
تخیل و فکر زیربنای خلاقیت است، زیرا هر اندازه شخص بتواند راجع به موضوعی تا آن جا که ممکن است مطالب تازه در ذهن خود بپرورد، به همان اندازه امکان انتخاب او بیشتر است، اما تخیلی که زیربنای خلاقیت است محدود می باشد و در آن امکانات اجرایی مطالب پرورده شده مورد نظر قرار می گیرد.
تورنس می گوید: تفاوت عمده بین فکر تخیلی بیماران روانی و فکر خلاق شخص سالم در این است که:
الف- بیمار روانی جلوی قوه تخیل خود را رها می کند و هرگز درصدد وارسی و تجدیدنظر تخیلات خود برنمی آید.
ب- شخص سالم، تفکر خلاق خود را محدود می سازد و فقط درباره موضوع معینی به ایده آرایی می پردازد و هر چند گاه یکبار ایده های خود را ارزشیابی می کند و فقط به دنبال ایده هایی می رود که او را آسانتر به هدف می رسانند.
منابع:
قاسم زاده حسن (مترجم)، 1375، استعدادها و مهارتهای خلاقیت و راههای آزمون و پرورش آن، نوشته ئی پال تورنس. تهران: دنیای نو.
سلیمانی افشین، 1381، تمرینات و روش عملی پرورش خلاقیت برای معلمان و مربیان، تهران: انتشارات انجمن اولیاء و مربیان
شیخ الاسلامی، بهنوش (مترجم)، 1376، راهنمای اجرای ایده های معلم، نوشته لئونارد جی باسیل، آن اس سرناک، تهران: انتشارات مدرسه
جوادیان، مجتبی (مترجم)، (1372)، آموزش رفتار خلاق و استعدادهای درخشان در دانش آموزان، نوشته شل کراس، مشهد: آستان قدس رضوی
والفی، مهدی (مترجم)، 1375، پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت، نوشته الکس اس اسبورن. تهران: نیلوفر حسینی، افضل السادات (1378)، ماهیت خلاقیت و شیوه های پرورش آن، مشهد: آستان قدس رضوی
سیف علی اکبر، 1379، روان شناسی پرورشی، تهران، آگاه
روش تلفیقی، جزوه گروههای آموزشی